اين توصيفها مربوط به سدههاي ميانه است، ولي در بسياري كشورهاي اسلامي اين وضع تا آغاز همين قرن حفظ شده بود؛ بيشك در برخي از اين كشورها هنوز اين اوضاع باقي است و هر كسي كه مانند من در آنها زيسته باشد، فوراً قادر به شناسايي آنهاست.
2. عـراق و كشـورهـاي شـرق آن
ابـن نبـاتـه
محمد بن نباتهٴ فارقي. اديب عراقي (1287 ـ 1366 م/ 686 ـ 768 ه ق).
او از بازماندگان ابن نباته (946 ـ 984 م) خطيب معروف بود و مانند او در ميافارقين واقع در فرات عليا تولد يافت. تاريخ ولادتش سال 1287 م بود، در مصر تحصيل كرد و در سال 1316 م در دمشق اقامت گزيد. چندي در قصر ابوالفدا در حماه به سر برد. او در دمشق كاتب ديوان بود و بعداً (1360) در قاهره نزد سلطان ناصر حسن (دومين سلطنتش 1354 ـ 1361)، همين مقام را داشت. مورد حمايت ابوالفدا (امير حماه 1310 ـ 1331) و پسرش عمادالدين بود. زماني عهدهدار رسيدگي به امور كليساي بيتالمقدس و زايران مسيحي بود. در سال 1366 م وفات يافت.
او اشعار عاشقانه، لطايف، آثار تعليمي، وغيره نوشت كه مورد نظر ما نيست. دو مجموعه از نامهها و اخوانيات را تحت عنوان
تعليق الديوان (1342) و سجع المطوق گرد آورد. رسالهاي در آداب پادشاهي نوشت به نام
سلوك دول الملوك در شش باب: 1) اختيارات و تكاليف آنان؛ 2) نسبت به خودشان؛ 3) به خانوادهشان 4) خدمتگزاران و درباريانشان؛ 5) به رعيت؛ 6) به سپاه.
د. هنـد و بـرمـه
كـانـدِشـوارا
كاندشوارا،1 حقوقدان هندي (برآمدنش حدود 1314).
او وزير هاراسيمهادِوا شاه ميتيلا بود (در ويدها، شمال رود گنگ). ميتيلا در سدهٴ چهاردهم مركز يك مدرسهٴ برهمني بود. هاراسيمها در حدود 1314 ـ 1324 برآمد.
كاندشوارا دانشجوي حقوق به مفهوم وسيع شرقي آن بود (مانند فقه در اسلام يا معلومات حقوقي در ميان روميان). براساس آموزشهاي هندو در زندگي سه هدف وجود دارد: دارما يا ايفاي وظايف ديني و اخلاقي؛ آرتا يا امور عملي از قبيل صنايع، تدبير منزل، سياست؛ كاما يا ارضاي تمايلات جنسي، اين طبقهبندي دستكم به زمان پاتانجالي (دوم ـ 2 پم) برميگردد.
علم حقوق به اين هرسه مربوط ميشود، زيرا در آن قواعدي براي هريك از آنها وجود دارد و